X
تبلیغات
رایتل
‎‎
پنج‌شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 10:30 ب.ظ

 

 آری آری ناهماهنگی زیاد است هر زمان

شک ندارم ! نظم اندک، بد فراوان، بیداد میکند نامردمی

اما، ما چی و خود ما کی و خود ما چکاره کاره‌ایم!؟

گویند دراین چندشنبه بازار، بهشت کسی را دهند که آب از چشمه‌ی حقیقت نوشد و نان از گندم آدمیت خورد، مقصود از این گندم و آن آب و آن یکی رویای مه آلود بهشت چیزی نیست جز دریافتن برخی اصول فیزیک شیمی ریاضی که چون شمع در جسم نازنین بنی‌بشر می‌سوزد تا شعله جانش فروزان باشد

اکنون دو اصل ساده و متقابل اندر حکایت زنان و مردان اعصار 

  

۱- مرد ایدآل درکنار زن ایدآل خواهد ماند.

آیا زنی که مرد ایدآلش را یافته خودش نیز همان زن ایدآل مرد مذکور است؟ عجب سوال مارپیچی شد! 

ما که همگی یکپارچه و در همه حال در جستجوی بهترین‌ها هستیم شاید بهتر باشد فرهنگ لغات اندیشه‌هایمان را یکبار دیگر رفرش کنیم و مفاهیم ذهنی خود را هرازچند آپ‌دیت.

چرا خودت را خسته می‌کنی خانم جان؟  

همـــــــــــــــه‌ی خوبی‌های دلخواه و کمالات مطلوبِ خود را در وجود مردی از جنس حقیقت می‌خواهی در حالیکه اعتنایی به خواست متقابل آن مرد از " زن ایدآلش" نمی‌کنی؟  چرا؟ 

شاید تصور اینست که آن مرد اسب سوار از جنس مقواست که هیچ ایده‌ای ندارد؟!   ها؟

هی تظاهر به غرق شدن در حوض همسایه می‌کنی به امید شتافتن سراسیمه‌ی پسری که تو دوستش داری؟!  هی پایت سُر می‌خورد و پرت می‌شوی و هی جیغ می‌کشی و فریاد می‌زنی کمک! و اصلن به ذهنت نمی‌رسد که این حوض فقط سی سانت عمق دارد؟ 

تو بازهم غرق می‌شوی و بازهم خیس می‌شوی و بازهم میلرزی و باز ... اونوقت تاچندبار؟   

خب! واقعیت اینست که نه تو غرق می‌شوی و نه پسر همسایه ککش می‌گزد اما حقیقت اینست که هم تو بی‌خبری و هم پسر همسایه اسبش را به کوی دیگری زین کرده و نمازش را رو به قبله ی دیگری ایستاده است  

 

۲- زن ایدآل درکنار مرد ایدآل خواهد ماند. 

چرا دنیا را به سونامی اتهام بسته‌ای آقاجان! 

اِ اِ اِ ... همــــــــــــــه‌ی زنان و دختران عالم گربه‌صفت هستند و بی‌وفا؟ زبون نفهم و زیاده‌خواه و افاده‌ای و مامانم اینایی و دنبال حقوق از دست رفته‌ی مادربزرگها و انتقام گیرنده عصر مردسالاری و گروکش گناهی که پدران تو کرده‌اند؟؟ 

اونوقت تو مظلوم و محکوم و ساده دل و نارو خورده و دل کیشسته!؟

دختر شاه‌پریان قصه نیست  

دختر آفتاب و مهتاب واقعی است  

این تویی غافل ز احوالات خود

تسخیر دل همی‌خواهی؟!   آنهم با  قلب پر از خالی؟!  

باید از مشروب عشق آنقَدر نوشی که خود، سرتا به پا مجنون شوی، عقل یابی آن زمان وقتی ز خود بیخود شوی   

دستِ خالی می‌شود کوه بلند بی‌ستون کند و آب تا قصر معشوق آوری لیک فرهاد تاجر است این می‌کند تا آخرش شیرین ستاند وای من

قلب فرهاد خالی است از آنچه که شیرین بخواست او ندانست راز را آواره‌ شد! آواره شد! او نفهمید راز را بیچاره شد! بیچاره شد!

 

 

 

 

پی نوشت

سمبل‌ها : 

قلب خالی = نشانه‌ی { ۱- قلبی که خالی از عشق است ۲- قلبی پر از عشق اما ابراز نشده یا به موقع ابراز نشده}

اسب = نشانه‌ی‌ جسارت، عزم راسخ و تصمیم قطعی در ابراز عشق و پذیرفتن بار هستی بخش آن  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo