X
تبلیغات
رایتل
‎‎
سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 09:39 ق.ظ

 

گاهی دلم به شدت می‌گیرد ازاینکه دوره زندگیم مصادف با حوادثی است که حاصلش پراز غم و اندوه و اشک و آه‌ مردمان است، حوادثی که کشور و مردمم به نوعی درگیر آن هستند و جهان و مردمانش به نوعی‌دیگر، اصلن یکپارچگی جهان را نمی‌توان نادیده‌گرفت

نمی‌دانم اگر غیرازین بود، چگونه می‌شد؟ مثلن اگر پنجاه سال پیشتر بدنیا آمده‌ بودم، راضی‌تر بودم؟ و تطبیق و هماهنگی و انعطافم بیشتر بود؟ اگر پنجاه سال پس ازاین بود چطور؟ خوشحالتر بودم؟ و به جز چند زلزله و سیل احتمالی خفیف، جنگی بنگی دنگی بر پیشانیمان بخت نمی‌شد؟ یا در کوره‌ای چیزی به جرم فکر و خیالاتم آتشم می‌زدند و ذوبم می‌کردند!؟ نمی‌دانم  

هرکسی در دوره زندگانی خود با تمام تصادفاتی‌که بی‌قاعده و قانون به نظر می‌رسد اگر قدرت اراده‌انسانی را تا صددرصد هم به اصالت بشناسیم نیز از چند چیز گریزی ندارد، کودکی که بدنیا می‌آید پدر و مادرش را انتخاب نکرده، ملیتش را هم همینطور، زبانش، رنگ پوست و موی و ژنتیکش، زمان و تاریخ تولدش، جنسیتش،‌ وضعیت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی ِ خانواده و کشورش، و خیلی چیزهای دیگری که تا ابد پایه‌های شخصیت و سرنوشت اورا تعیین می‌کند سوالی که هیچکس پاسخی برایش نداشته یا دست‌کم پاسخش مرا قانع نکرده‌ اینست :

آیا تمام اینها تصادف محض است؟

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo